می دانیم که زبان، پدیده ای ایستا نیست بلکه همواره در حال حرکت و پویایی و تغییر و تبدیل است. یکی از ویژگی های همه ی زبان های دنیا، حذف است. حذف در واژه به این معنا است که یک یا چند واج از یک واژه تلفظ نشود. هدف از پدیده حذف، تنها و تنها آسانی تلفظ و کاستن از هزینه های زبانی است. زبان همواره به سمت ساده شدن و کوتاه شدن (اختصار) پیش می رود، البته تا آنجا که در فهم، اختلال ایجاد نکند.
بویژه در زبان عامیانه و زبان کوچه و بازار (slang language) برخی از واژگان یافت می شوند که در آنها هجای نخست یا هجای دوم واژه حذف می شود، بدون آنکه مخاطب در دریافت و فهم واژه دچار دشواری شود.
مثلاً در زبان رندان و داش مشدی ها، به جای نوکرتیم می گویند: کَرتیم. و یا به جای مخلصتیم می گویند لِصِتیم. یا به جای عزّت زیاد می گویند: زَت زیاد. در این هر سه مثال، هجای نخست (بخشِ اول) از واژه حذف شده است، ولی شنونده، اصل واژه را در ذهن دارد و در فهم دچار مشکل نمی شود. همچنین در زبان سربازان، به کسی که دوران خدمتش بالا است می گویند: مَتِش بالاست.
چنین واژگانی
اولاً وابسته به زبان گفتار هستند و معمولاً در زبان نوشتار چنین چیزی روا داشته نمی شود. البته در صورتی که این حذف در زبان گفتار تثبیت شود و واژه اصلی در گذر زمان به فراموشی سپرده شود، به زبان نوشتار هم راه پیدا می کند. دکتر علی اشرف صادقی مقاله ای در این باره دارد که برای بررسی های بیشتر می توانید به آن مراجعه کنید.
ثانیاً وابسته به زبان طیف های خاصی از اجتماع هستند. مثلاً وابسته به زبان داش مشدی ها یا زبان سربازان یا صنف ها و رسته های شغلی هستند که اصراری به استفاده از شکل رسمی (formal) زبان ندارند. این تغییرات واجی ممکن است بتدریج از این خاستگاه ها به همه طیف های اجتماعی کاربران زبان تسری پیدا کند.
ثالثاً این حذف در واژگان تک هجایی رخ نمی دهد چون طبعاً در صورت حذف، چیزی از واژه نمی ماند که معنا را به مخاطب منتقل کند.
رابعاً هجای حذف شده، معمولاً هجای بدون تکیه است. از آنجا که تکیه در واژگان فارسی معمولاً هجای آخر است، هرگز هجای آخر در معرض حذف قرار نمی گیرد. برعکس چون هجای نخست، معمولاً بدون تکیه است و سست و ضعیف تلفظ می شود، معمولاً این حذف در هجای نخست صورت می گیرد.
خامساً حذف در واژگانی دیده می شود که پس از حذف، صورت واجی واژه، متمایز باشد و با واژگان دیگر اشتباه نشود، یعنی مشترک لفظی به وجود نیاورد.
اما در گویش رودباری هم یک واژه از این دست داریم و آن واژه "عِیال" است. عِیال واژه ای عربی است و جمعِ عیِّل است. عیّل یعنی زن و فرزندان. پس عیال در اصل به معنای زن و بچه و نانخور و خانمان است و کسانی که مرد، روزی آنها را می رساند و متکفل هزینه های آنها است.
از آنجا که هجای آغازین در واژه ی عیال، سست و ضعیف تلفظ می شود، در معرض حذف قرار گرفته و به تدریج حذف شده است. برای همین ما به جای عیال، واژه "یاآل" را به کار می بریم. بتدریج واژه "یاآل" در زبان ما خودش را تثبیت کرده و جایگزین واژه ی اصلی شده است.
یک تحول معنایی هم در گویش ما در این واژه رخ داده است و آن اینکه "یاآل" در گویش ما تنها به معنای فرزند به کار می رود و شامل زن نمی شود.
همچنین یک تفاوت دستوری در این واژه رخ داده است. عیال چنانکه گفتیم، خودش جمع است، ولی در گویش ما مفرد انگاشته می شود و بنابراین دوباره جمع بسته می شود: یالون یعنی فرزندان.
برچسب: پلاسما بهتره یاال ای دی,
نویسنده: آیلین رضوانی