خرید بک لینک
خال. خاله. خار

اگر در بایگانی ذهن خود به جستجو بپردازید می توانید واژه "خال" را در ترکیبات اسمی بسیار، بازآوری کنید.

"خال انگیشت" به انگشت کوچک دست می گویند و خال در اینجا بی تردید به معنای "کوچک" است.

در "خورده خال" هم "خال" که در حکم "تابع" است، همین معنای "کوچک" را دارد.

به هر تار مو هم "می خال" می گویند.

مثلاً می گویند : همه ی دنیایا آندُم ته یه خال می.

یا می گویند: ته مِیا خال خال کَنُم.

پس یک معنای خال هم می شود "تار مو".

"می خاله" به یک دسته ی بافته شده از مو می گویند، همان که در شعر کلاسیک ما "طرّه" نامیده شده است.

در اینجا "خاله" به معنای "دسته ی مو" است.

"آوِ خاله" را هم که شنیده اید. به هر نهری "آو خاله" می گویند.

همچنین به هر شاخه از درخت، "دار ِ خاله" می گویند.

اینجا خاله یعنی شاخه و شعبه ای از درخت یا آب.

و شاید "نور ِ خال" به معنای پرتوی از نور را هم شنیده باشید که متضمن تشبیه است.

و یا "گُل ِ خال" که به معنای "یک شاخه گُل" است و دختران زیبا را به آن تشبیه می کنند.

هر لنگه از در را هم خاله می گویند: "یه خال بَر" و "دو خال ِ بَر".

یا مثلا می گویند: بَرا یه خال واز بنه: یک لنگه ی در را باز بگذار.

آیا نام "دو خارِ بِلَنگ" و "سه خارِ بِلنگ" را شنیده اید؟ ابزاری در کشاورزی که نوک آن دو یا سه یا چهار دندانه ی چوبی یا فلزی دارد و با آن گندم یا برنج را پس از خرمن کردن، باد می دهند تا دانه از کاه جدا شود.

اینجا "خار" همان "خال" است و "ر" به "ل" تبدیل شده است. چرا؟ مخرج "ر" و "ل" به هم نزدیک است و هر دو همخوان غلتان به شمار می روند و این تبدیل، تلفظ ِ کلمه را آسان می کند. گفتنِ دوخار ِ بلنگ آسان تر است تا دو خال ِ بلنگ.

پس خار و خال و خاله همه شان در اصل یک واژه هستند و معنای همه ی آنها شاخه و شعبه ای از چیزی است که می تواند یک شاخه از رود، یک تار از مو، یک شاخه از درخت، یک لنگه از در و... باشد. در همه ی موارد، یک کلیت و یک مجموعه ی واحد وجود دارد که در آن تقسیم صورت گرفته است، تقسیم به دو یا سه یا n باریکه و به هر یک از آن باریکه ها یک خال/خاله/خار می گویند.

در باره ی "خال انگیشت" هم با چنین داستانی روبرو هستیم. قلم دست یا پا مانند یک شاخه ی ستبر درخت است و هر یک از انگشتان دست و پا مانند شاخه های باریکی هستند که از آن منشعب شده اند. پس در اصل، هر انگشت، یک خال یا یک خاله ی باریک است، گرچه "خال انگیشت" با گذشت زمان تنگی مصداق یافت و امروزه تنها در باره انگشت کوچک دست (و پا؟) به کار می رود.

در واقع "خاله" همان "خال" است و افزوده شدن "ه" در آن فاصله معنایی ایجاد نمی کند. اگر معنای اصلی "خال" را "شاخه" در نظر بگیریم، "خاله" یعنی هر چیزی که مانند شاخه است و هر چیز ِ شاخه مانند. همجنانکه دسته یعنی: هر چیزی که مثل دست است. پایه یعنی: هر چیز که مثل پا باشد. گردنه و دماغه و دهانه و ... هم همینطور.

در گویش همسایه ی ما گیلکی هم این واژه در ترکیبات بسیاری دیده می شود

مانند: کِرتِخاله، نوخاله، هنده خاله و چمخاله که همان چَمه خاله است.

اما خاله به معنای "ماشل" از بحث ما بیرون است. آن واژه ای تازی (عربی) است و هیچ ربطی به آنچه گفتیم ندارد.

برچسب: خال ويا,خال يا,خال خالة,خال مع تويتر,خال متزوج,خال او بالانجليزي, نویسنده: آیلین رضوانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 13:20

صفحه بندی